أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
37
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
وجود آنچنان اثر عظيم القدر را كه موائد فوايدش غير معدود و نظير و نديدش تاكنون ناموجود بود ، لازم ديد . بناء عليه وقايع مكهء مشرفه و مدينهء منوّره را كه اوايل حال آنها در كتب عتيقهء موثوقه مسطور و تفاصيل حالات آنها زينتبخش انتظام سطور است ضبط و استكنا نموده ، و عادات و اعتقادات اهل جاهليه و قواعد و نظامات اعراب عصر را ترقيم و به مندرجات رسائل نادرهء عربيّه و مجامع فاخرهء فارسيّه كه به دستيارى اقلام فحول صحيفه پيراى تأليف و تصنيف شده است امرار نظر نموده ، و از فحاوى كتب معتبرهء مذكوره فوايدى را كه استنباط كردم جزء نافع به ملّت معظّمهء اسلام را نشر و تعميم كرده وقوعات ماضيه و احوال تاريخيهء قطعهء جسيمهء حجازيه را در يك جلد مخصوص جمع كرده و براى تقديم و پيشكش كردن به هموطنان نوشتن يك تاريخ [ خصوصى ] تركى العباره را تصوّر و خيال نمودم . و چون ترتيب و تنظيم خاطرهاى كه به خاطر تبادر كرده بود و تدقيق احوال و اقوال مختلف المآل مواقع يثرب و بطحا با نداشتن سرمايه و بضاعت موقوف بر اين بود كه شخص حكما اراضى مسعودهء حجاز را سير و سياحت كند بناء عليه موانعى كه در اجراى اين مقصود پيشآمد ، اين عاجز را از نيل به آرزوى خويش بازداشت . بالاخره سياحت آنجانب فيض جوانب مقدّر و شواهد خوشخرام مقصود در آئينه تيسّر و امكان جلوهگر آمد ، و چون به دلائل عقليهء قطعيّه و براهين نقليهء قويّه ثابت و مبرهن بود كه اگر اين تصوّرات خيريه از قوّه به فعل درآيد و لو اينكه جزئى هم باشد اهل ايمان از آن استفاده خواهند كرد ، لهذا به استظهار اينكه خطاياى واقعهام را مروّتمندان زمان [ تصحيح و ] اصلاح خواهند كرد ، در ايفا و اجراى ما فى الضمير دوام و ثبات نموده و اين خطب عظيم و امر كريم را كه فوق قوت و اقتدارم بود به عهده خود گرفت . و در اين عهد ترقّى كه در سايهء توجّه اعليحضرت سلطان [ عظيم الشّأن ] عبد الحميد خان ثانى طريق هدايت قرين حرمين محترمين از بيم و هراس حراميان عارى بوده و هرگونه امنوامان در آن امكنهء مباركه جارى و سارى است ، لازم ديد كه آن اثر جميل سابق الذكر را كه باعث دعاى خير است جمع و ترتيب كرده ، كتب آتى الذكر را